خونه دل...
امشب فهمیدم که آدم گاهی اونقدر گرفتار میشه که
حتی خودش هم،
نمی تونه،
به خونه دلش سر بزنه!...
شب بر دوستان عزیزم خوش!
دردواره ها
درد
رنگ و بوی غنچه دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگ های تو به توی آن جدا کنم؟
...
...ادامه مطلب
سرگذشت
تا خدا، خداست،
همچنان به پاست،
حشر و نشر آفتاب و ابر
همچنان شنیدنی ست
در کمرکش هزار شاخه
سرگذشت غنچه از زبان برگ.
تا خدا، خداست،
همچنان به پاست،
حشر و نشر آفتاب و ابر
گرچه
تاب می خورد
میان شاخه ها
صدای رعد.
عمر آسمان دراز
بخت جاده ها بلند
عابران سال های بعد...
منصوره نیکوگفتار
زندگی
In life,
through there may be pain
and sorrow,
along the way also lies
a great happiness.
Though your world feels broken,
pick up what's good
and move on,
for somehow your desires
will find fulfillment...
...ادامه مطلب
بهارانه
سپاس بیکران...
خدا رو شکر می کنم که با وجود همه مشغله ها، با وجود وسعت تنهایی، با وجود غم طاقت فرسای هجران دوست و یاوری چون پدر، و با وجود همه فراز و نشیب های زندگی، در این دو سال، بالاخره این مرحله از زندگی نیز به مقصد خود رسید...
اگرچه حق شکرگزاری از این نعمت بزرگ پروردگار، بیش از این و بهتر از این بر من واجب بود اما گویی همه عوامل، دست در دست هم بر علیه من بودند تا از آنچه در وجودم شوق و شعف می آفریند دور باشم و تنها بتوانم با نهایت توان برای به مقصد رساندن آن تلاش کنم...

...ادامه مطلب
آخر خط!
به نظر شما چی می تونه باعث بشه که یه نفر، درست قبل از رسیدن به آخر خط، ببره و احساس کنه دیگه نمی تونه ادامه بده؟
من الان این جوریم! یعنی دیگه نفسم بریده و احساس می کنم دیگه نمی تونم ادامه بدم...
درست در نزدیکترین جا به نقطه پایان....



