از قطره تا دریا
قطرگی تا کی ؟خوشا دریا شدن
پرزدن از دام و در صحرا شدن
ایستایی در خور "مرداب"هاست
جنبشی کن , در ره پویا شدن
"قطره" چون "پیدا" بود خود "قطره" است
می شود "دریا" ز "ناپیدا" شدن
در دل شب با خیال عشق دوست
لذتی دارد عجب , تنها شدن
صیقلی کن جان زنگ آلوده را
تا بیابی نعمت بینا شدن
"حسن ظاهر" را رها کن "دل" بیار
این بود سرمایه زیبا شدن
با "خودآرایی" کسی عزت نیافت
حشمتی دارد "جهان آرا" شدن
عشق و رسوایی , دو یار همدمند
پس چه ترسد عاشق از رسوا شدن?
"کار عاقل" بر خدا دل باختن
"شغل مجنون" عاشق "لیلا" شدن
تا زبان را بر نبندی از دروغ
در نیابی لذت گویا شدن
با دمی هر "مرده دل" را زنده کن
هست در تو قدرت "عیسا" شدن
فرصت "امروز" را از کف مده
جهل باشد در پی " فردا" شدن
نزهتی دارد به گلزار دعا
اشکباران در دل شبها شدن
حاصل اشک شبانگاهی بود
در سحر چون برگ گلها وا شدن
کار موسا گر کنی موسی شوی
میتوان در سینه سینا شدن
صد "چراغ موسوی" در دست توست
جهدکن تا "معجز بیضا شدن"
میل تاریکی مکن , مهتاب باش
قطرگی تا کی? خوشا دریا شدن.
« مهدی سهیلی»
سرآغاز
بسم الله الرحمن الرحیم
"ان الله جمیل و هو یحب الجمال"
«زیبا ببینیم و زیبا بیندیشیم.»
روزی از راه می رسد؛مهربان اما قاطع وظلم ستیز؛ و آن روز دست نوازشش بر سر مظلومان عالم کشیده خواهد شد همان طور که شمشیر عدلش بر گردن ظالمان.



